تبليغاتX
" حکومت آزاد "
من و ضمیرهایم
سلام خوبید که

 

خوب خوب

این چند وقت چون اپ نکردم داشتم در مورد پینک فلوید چیزی درست میکردم

البته درست که نه اصلا وللش

تا فردا یا شاید دو روز دیگه اپ کنم

 

راستی اگه به این وبلاگ سر زدید پایین تر برید مطالب جالبی پیدا میکنید

همین دیگه فعلا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 14:52  توسط HooMaN | 

سلام دوستان به خودم گفتم بعد از چند روز بیام یک متن بزارم همین دیگه فعلا

و تصمیم گرفتم یک کارای جدیدی از خودم ارائه بدم حالا معلوم نیست ولی اگه تونستم حتما انجام میدم.

فعلا 

 

 

A Great Day For Freedom

یک روز بزرگ برای آزادی

 

 

 

- لحن محزون و سرشار از تاسف گیلمور روی پس زمینه زیبایی از بیس و پیانو ، از همون ابتدای آهنگ ذهن رو متوجه پیام و مقصود اصلی گیلمور که در پشت ظاهر ساده کلمات و بی ربط بودن بندهای شعر نهفته است میکنه .

من در توضیحات درون پرانتز ها سعی میکنم تا حدودی درک این مفهوم رو براتون ساده تر کنم ، اما اگر بعد از یک بار دوبار یا ده بار گوش کردن خودتون درکش کنید خیلی لذت بخش تر خواهد بود ، پس پیشنهاد میکنم اگر اهل موسیقی و مخصوصا اگر علاقه مند به آهنگهای پینک فلوید هستید توضیحات داخل پرانتز رو لا اقل فعلا نخونید ، چون در غیر اینصورت رسیدن به پیام اصلی این شعر زیبای گیلمور خیلی ساده خواهد بود .

 

 

 

On the day the wall came down
They threw the locks onto the ground
.
And with glasses high we raised a cry for freedom had arrived


روزی که ديوار فروريخت...
قفل ها را روی زمين پرت کردند
گيلاس ها را بالا برديم و فرياد زديم... چرا که آزادی آمده بود

 

( انسانهایی که گمان میکنند این دیوارها و قفلها هستند که آزادیشان را دزدیه اند و از همین رو فرو ریختن دیوار و قفلها رو به معنای رسیدن به آزادی میدونند و سرمست از پیروزی ، جامهای جهالت و خود فریبی را روی ویرانهای دیوار سرمیکشند ... )

 

 

 

On the day the wall came down
The Ship of Fools had finally ran aground
Promises lit up the night light doves in flight


و روزی که ديوار فروريخت
کشتی احمق ها سرانجام به گل نشسته بود
وعده ها شب را روشن ساخت و نور در پرواز بود

 

( اشاره داره به احمقهایی که همیشه و در هر جامعه ای وجود دارن و با چندتا وعده و شعار تو خالی میشه به راحتی گولشون زد و همه چیز رو در نظرشون خوب و عالی جلوه داد ... )

 

# کُر هم در بند بعد به صدای گیلمور ضمیمه میشه ....

 

 

 

I dreamed you had left my side
No warmth, not even pride remained
And even though you needed me
.
It was clear that I could not do a thing for you


خواب ديدم که از پيشم رفته ای
نه گرمايی مانده بود و نه حتی غروری
و حتی با اين که به من احتياج داشتی
مشخص بود که هيچ کاری برايت نمی توانم بکنم

 

( به ظاهر اشاره به پوچی ، بی انگیزگی و عشق و محبت قرن بیست و یکمی داره .... ولی در پشتش مفهوم دیگه ای پنهانه که در ادامه مضمون بندهای قبلیست . البته منم دفعه دوم که مرورش کردم متوجهش شدم ... خودتون یک بار دیگه بخونید و فکر کنید حتما متوجه میشید  )

 

 

 

Not life devalues day by day
 
As friends and neighbors turn away
And there's a change that, even with regret, cannot be undone


حالا زندگی روز به روز بی ارزش تر می شود
هنگامی که دوستان و همسايه ها ديگر خيرشان به ما نمی رسد
و تغييری دارد انجام می شود، که حتی اگر پشيمان هم شويم،
قابل برگشت نيست .

 

( نیازی به توضیح وتفسیر نداره ! )

 

 

 

 

Now frontiers shift like desert sands
 
While nations wash their bloodied hands
Of loyalty, of history, in shades of grey

 


حالا مرزها مثل شن های صحرا اين ور و آن ور می روند
هنگامی که ملت ها شانه خالی می کنند از زير بار مسئوليتِ
صداقت،‌ تاريخ،‌ در سايه روزهای سياه

 

( نتیجه و بازتاب مسائلی که در بندهای قبل بهشون اشاره کرده بود و اوج مفهومی شعر ... )

 

 

# بند بعدی با یک جهش با شکوه ، در فضایی رعب انگیز همراه است که البته اینجا دوباره کر هم به صدای گیلمور اضافه میشه ....

 

 

 

I woke to the sound of drums
The music played ,the morning sun streamed in
I turned and I looked at you
 
And all but the bitter residues slipped away...slipped away


با صدای طبل ها از خواب بيدار شدم (به مارش نظامی در خیابان اشاره میکنه ) ،
موسيقی می نواختند، نور خورشيد صبحدم جاری ميشد
برگشتم و به تو نگاه کردم
و همه چيز از بين رفت ... جز ذره هايی تلخ(دلگیری های مختصر)

 

 

 

دو دقیقه پایانی آهنگ هم گیتار برقی بسیار زیبایی ، فراتر از تمام اجزای آهنگ ، شنونده رو مجذوب خودش میکنه تا تاثیری رو که شعر و صدای خواننده (گیلمور) از ابتدای آهنگ روی ذهن شنونده میگذاره کامل کنه (که البته این تک نوازی هم کار خود گیلموره) .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 22:23  توسط HooMaN | 
سلام

 

خوبید که ایشالا.

خوب شما ها میتونید اهنگ های که بیشتر از همه دوستش دارین رو در قسمت نظرات بیان کنید.

خوب من خودم اهنگ های مورد علاقم رو مینویسم.

shine هستش و sorrow درسته که همشون قشنگ هست و لی من با این دو تا یک ذره بگی نگی بیشتر حال میکنم.شما ها هم اگه دوست داشتید.بگید که کدوم اهنگ رو از پینک بیشتر از همه میپسندید.

به امید اینکه همه در سلامتی کامل به سر ببریم.همین دیگه فعلا خدا نیادار

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 11:37  توسط HooMaN | 
سلام  دوستان خسته نباشید

گفتم یک متن بعد از چند وقت بذارم امیدوارم لذت ببرید.

hey you,out there in the cold

getting lonely,getting old

can you feel me?

اهای تو که ان بیرون توی سرما ایستاده ای

تو که داری پیر و تنها میشوی

می توانی مرا حس کنی؟

hey you,standing in the aisles

with itchy feet and fading smiles

can you feel me?

اهای تو که در راهرو ایستاده ای

با پاهایی که میخارند و لبخندی که محو می شود

میتوانی مرا حس کنی؟

hey you, dont help them to bury the light

dont give in without a fight.

اهای تو کمکشان نکن که روشنایی را دفن کنند.

بدون جنگیدن تسلیم نشو

hey you,out there on your own

sitting naked by the phone

would you touch me?

اهای تو ان بیرون تنها

لخت نشسته کنار تلفن

مرا لمس میکنی؟

hey you, with you ear against the wall

waiting for someone to call out

would you touch  me?

اهای تو  با گوشت که به دیوار چسبیده

در انتظار کسی که صدا بزند

مرا لمس میکنی؟

hey you ,would you help me to carry the stone?
open your heart,I'm coming home

اهای تو  کمکم میکنی که سنگ را ببرم؟
 دارم به خانه می ایم قلبت را بگشا

but it was only a fantasy.

the wall was too high,

as you can see.

اما این فقط یک خیال بود

همان طور که می بینید

دیوار خیلی بلند بود

no matter how he tried

he could not break free

and the worms ate into his brain.

چقدر تلاش می کرد  هر

رها نمی شد

و کرم ها مغزش را می خوردند

hey you,standing in the road

always doing what you 're told,

can you help me

اهای تو که در جاده ایستاده ای

همیشه هر کاری که بگویند میکنی

می توانی کمکم کنی؟

hey you , out there beyond the wall

breaking bottles in the hall

can you help me?

اهای تو که پشت دیواری

بطری ها را در تالار می شکنی

می توانی کمکم کنی؟

hey you ,don't tell me there is no hope at all

together we stand , divided we fallآ

اهای  تو  نگو که امیدی نیست

با هم می ایستیم با هم میافتیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 14:13  توسط HooMaN | 

سلام خسته نباشید . این هم خودم حال کردم خوندم مصاحبه رو پیدا کردم. همه در کنار هماشکم در امد.

 

خیلی ها بی صبرانه منتظر پینک فلوید بودن. دیگه آسمان هم صبرش به لب اومد و سیاه سیاه شد. ساعتهای 11 و نیم بود که یکدفعه صدای نبض و تصویر ضربان قلب روی تلویزیونهای بزرگ صحنه پیدا شد!

گروه پینک فلوید بالاخره آمد روی صحنه.

پنج تا کله سفید و صدای گیتار و جاز فضای هایدپارک رو پر کرد. من که پیک فلویدی نیستم ولی بعضی ها بحدی احساساتی شده بودن که چشم بسته جیغ می زدن.

هیچکس باورش نمی شد که بعد از 25 سال همه گروه پینک فلوید دور هم جمع شدن و اختلاف رو کنار گذاشتن. وقتی پینک فلوید کنسرتش شروع شد انگار تمام صحنه زنده شد.

من تازه فهمیدم که صدای پر فضای ملودی های پینک فلوید و تصویرهای بزرگ اطرافشون اونها رو از همه متمایز می کنه. انگار پینک فلوید از روی صحنه اشعه ساطع می کرد.

دیوید گیلمور از گروه پینک فلوید: متاسفانه همه کنسرتهای امروز رو نتونستم ببینم فقط چند قطعه اول رو دیدم و واقعا عالی بود.

چطوری راجر واترز رو راضی کردید که بعد از 25 سال دوباره باپینک فلوید بیاد روی صحنه؟

ما در اصل راجر واترز رو مجبور کردیم که برگرده و برای امشب یکبار دیگه با ما بیاد روی صحنه.اینجوری نبود که تلفن رو برداریم و حرف بزنیم ، اونهم بگه باشه. ساعتها خونه من جمع شدیم و حرف زدیم تا که راضی بشه.

فکر می کنی که این فراخوان که بصورت کنسرت داره برگزار می شه واقعا فایده ای می کنه؟

خیلی ها می گن که این کنسرتها فایده ای نداره. سراسر دنیا میلیونها آدم دارن به ماگوش می دن چطور چنین چیزی می تونه بی تاثیر باشه. این کار خیلی بزرگیه که باب گیلدوف داره انجام می ده. و ما خیلی جدیش گرفتیم. برای همین یک کار غیر ممکن کردیم و اون بازگشت پینک فلوید به صحنه است که امشب شاهدش خواهیم بود.

روی صحنه بعد از اجرای اولین آهنگ، راجر واترز که سمت چپ صحنه با گیتارش ایستاده بود گفت: عجب شبیه امشب، کنار این سه نفر دیگه، روی یک صحنه، خیلی احساساتیم کرده. اصلا باورم نمی شه. واقعا متشکرم.

چندین بار یکی از اعضای گروه که نزدیک یک بلندگو ایستاده بود و گیتار می زد ( اصلا نمی تونستم صورتش رو ببینم ) گیتارش رو عوض کرد و هر بار اینکار رو می کرد میکروفنش و بلندگو واکنش نشون می دادن و صدای بوق بلندی می آمد

ولی کنسرت من یکی رو جادو کرد. تصویرها ، صدای حساب شده، گیتارها ... انگار هیچ چیزی اضافه نبود.

دیوید گیلمور: ما یکهفته با هم تمرین کردیم ، خیلی خوشحالم که روی صحنه بر می گردیم.

بعد از سالهای بازگشت روی صحنه ، چه حسی داره؟

بازگشت روی صحنه یکخورده ترسناکه، البته برای 50 نفر اجرا کردن سخته ولی برای 50 هزار نفر ساده است.

پنج ساعت و نیم بعد ...

وقتی که آهنگ comfortably numb که سومین و آخرین آهنگ بازگشتشون رود رو داشتن اجرا می کردن ( آهنگ اول breathe و دوم money ) راجر واترز که با پیرهن و شلوار جین کمرنگ گیتار می زد رو به مردم کرد و گفت:

امشب جزوی از شما هستم.
اصلا باور نکردنیه همه با همیم.
هیچ باورم نمی شه که دوباره کنار بقیه بچه های پینک فلوید گیتار می زنم.
خیلی احساساتی شدم.
عجب شبیه ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 13:32  توسط HooMaN | 
سلام

اقا این بیوگرافی راجر واترز خیلی بهتره دلم نیومد نذارمش امیدوارم لذت ببرید.

راجر واترز Roger Waters در بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۳ عضو فعال و باهوش گروه پینک فلوید Pink Floyd محسوب می‌شود. اولین حرکتهای تشکیل گروه پینک فلوید از ملاقات واترز با سید برت Syd Barrett در روزهائی که هر دو به دانشکده هنر می‌رفتند پی‌ریزی شد. برت کسی بود که بعداً بعنوان خواننده اصلی و گیتاریست گروه انتخاب شد. واترز بسوی لندن حرکت کرد تا در دانشکده صنعتی Regent Street معماری بخواند. در همین اثنا ایده تشکیل گروه جدی‌تر شد که طی آن پینک فلوید تا پیوستن نیک میسون Nick Mason بعنوان درامر و ریچارد (ریک) رایت Rick Wright بعنوان نوازنده کیبورد شکل گرفت. راجر واترز بیس می‌زد و بعضی از اشعار را می‌خواند. برت به آنها پیوست و گروه پینک فلوید بالاخره تشکیل یافت. گرچه در ابتدا برت شاعر اصلی گروه بود و پینک فلوید بروی محور سید‌ برت می‌چرخید اما، واترز سه آهنگ از اولین آهنگ گروه را با عنوان The Piper at the Gates که در سپتامبر سال ۱۹۶۷ در ایالات متحده عرضه شده بود را نوشت. آلبوم دوم گروه با نام A Saucerful of Secrets بسال ۱۹۶۸ مقارن شد با تعویض برت با نوازنده خوش‌سیما و جوان، دیوید گیلمور David Gilmour. آهنگ Set the Controls For the Heart of the Sun از این آلبوم بعنوان بهترین شناخته شد که کلا توسط واترز نوشته و تولید شده بود. همین امر باعث شهرت واترز گردید.

راجر همچنین در ساخت همه آهنگها برای تهیه موسیقی فیلم More در جولای سال ۱۹۶۹ دخیل بود. اولین سولوی واترز در آلبوم Ummagumma که در نوامبر همان سال ساخته شده بود قابل شنود است. از تاریخ اکتبر سال ۱۹۷۰ یعنی همان سالی که آلبوم Atom Heart Mother تولید شد، پینک فلوید به رهبری راجر واترز شروع به فعالیت جدی و مستمر در عرصه موسیقی نمودند و از همان سالها بود که آرام‌آرام به شهرت دست یافتند. اولین کار سولو (انفرادی) واترز در دسامبر سال ۱۹۷۰ برای ساخت موسیقی فیلم The Body روانه بازار گردید. او همچنین تعداد ۸ آهنگ از ۱۰ آهنگ موجود در آلبوم Obscured by Clouds که برای فیلم The Valley در ژوئن سال ۱۹۷۲ ساخته شده بود را نوشت. شهرت واترز در نتیجه قدرت آهنگسازی و مانور قطعات بروی چندین ساز بدست آمد. از جمله روشهائی که واترز در ساخت آلبومهایش بکار می‌بست و او را تبدیل به یک موسیقیدان بزرگ نمود، می‌توان به تولید آهنگها بصورت پیوسته و مجموعه ‌وار (دنبال کردن یک موضوع واحد در سرتاسر آلبوم) اشاره نمود که این امر در تمام آثار حرفه‌ای‌اش براحتی قابل درک است. ضبط های پینک فلوید و در حقیقت واترز در سال ۱۹۷۲ بشکل موفقیت‌آمیزی اداره شد. آلبوم بزرگ The Dark Side of the Moon در مارس سال ۱۹۷۳ عرضه شد. برای این آلبوم واترز کلیه اشعار را سرود و برای بعضی از آنها سولو نوشت که به موفقیتهای تجاری و جهانی دست یافت. آلبوم به یکی از موفقیتهای تاریخ موسیقی راک تبدیل شد. آهنگ Money از این آلبوم که کلاً توسط راجر واترز ساخته و نوشته شده بود، جزو ۱۰ اّهنگ برگزیده سال انگلستان انتخاب شد. لازم بذکر است که در سالهای ۱۹۹۳ و ۲۰۰۳ به ترتیب نسخه نقره‌ای و طلائی آلبوم بعد از گذشت ۲۰ و ۳۰ سال از تولید آلبوم مجدداً با طراحی جلد و دفترچه جدید بهمراه فروش بالا انتشار یافت.

راجر واترز نقش برجسته‌ای را در جهت نوشتن اشعار و موسیقی آلبومهای پینک فلوید برعهده داشت. از دیگر افتخارات واترز در گروه می‌توان به نوشتن تمام اشعار آلبوم Wish You Were Here در سپتامبر سال ۱۹۷۵ اشاره نمود که از برجسته‌ترین اثرات پینک فلوید محسوب می‌شود. آهنگ ۹ قسمتی Shine On You Crazy Diamond از این آلبوم بدلیل سطح بالای موسیقیائی که اثر مشترک واترز، گیلمور و رایت به حساب می‌آید، در تمام کنسرتهای گروه، واترز و گیلمور اجرا شده است. آهنگ Wish You Were Here نوشته واترز با سولوی بیاد ماندنی گیلمور حال و هوای دیگری به این آلبوم داده است. همچنین عضو مهمان این آلبوم Dick Parry سکسیفن را عالی بصدا درآورد و این آلبوم به اثر بزرگی تبدیل شد. در فوریه سال ۱۹۷۷ برای آلبوم Animals اکثر آهنگها را نوشت. بازهم در این آلبوم آهنگ طولانی (۱۷:۰۵ دقیقه) این دو نفر بنام Dogs مهر تائیدی بر آهنگسازی و قدرت شاعری واترز می‌زند.

اثر شاهکار و خارق‌العاده واترز با نام The Wall در نوامبر سال ۱۹۷۹ با کیفیت ضبط عالی ساخته شد. در این آلبوم که مشتمل در ۲۵ آهنگ می‌باشد، واترز کلیه اشعار را نوشت و برای حدود ٪۹۰ آنها سولو ساخت. او همچنین تهیه کننده این آلبوم نیز محسوب می‌شود. بحث پیرامون این آلبوم می‌تواند زمان زیادی را از منتقدان بدزدد (که هدف ما در این پست نیست). واترز در این آلبوم از خود می‌گوید و هوادارانش را بیشتر از روحیات خود آگاه می‌سازد. فیلم The Wall چندی بعد به کارگردانی Alan Parker ارائه شد و موفقیتهای مضاعفی را برای او بهمراه داشت. در این فیلم واترز بعنوان نمایشنامه‌نویس حضور فعال خود را دو چندان نمایان می‌کند. تا سال ۱۹۸۳ که واترز آلبوم جدید خود را ارائه نمود، آنها فقط به فکر اجراهای زنده و شرکت در تورهای جهانی بزرگ را داشتند که بیشتر آنها مربوط به اجرای کامل آلبوم The Wall در یک کنسرت می‌شد. آلبوم The Final Cut در مارس سال ۱۹۸۳ تولید شد. این اثر بزرگ در انحصاز کامل واترز قرار داشت. برای این آلبوم او تمام موسیقی آلبوم و اشعار را نوشت و خواند. بعضی از طرفداران متعصب واترز این آلبوم را از پینک فلوید نمی‌دانند و این کار را جزو کارهای سولوی واترز به حساب می‌آورند. تمامی این آلبوم‌ها به فروش میلیونی دست یافتند. در این میان آلبوم The Wall و آلبوم The Dark Side of the Moon در زمینه فروش با یکدیگر به رقابت پرداختند. از آهنگهای برجسته و تاثیرپذیر واترز می‌توان به آهنگ Another Brick in the Wall Part II از آلبوم The Wall اشاره نمود. این آهنگ طلائی تبدیل به شماره یک آلبوم گردید.

پیرو انتشار آلبوم The Final Cut، گروه پینک فلوید از هم گسسته شد و اعضاء هریک برای خود مسیر جداگانه‌ای را انتخاب کردند. واترز در آوریل سای ۱۹۸۴ به جهت قدرت‌نمائی در برابر اعضای دیگر گروه بسرعت آلبوم انفرادی دیگری با نام The Pros and Cons of Hitchhiking با جنس موسیقیائی جدید و سبکی تازه، اما با همان شیوه قدیمی زنجیره‌ وار بودن آهنگها به عرصه موسیقی بازگشت که تبدیل به آلبوم موفقی شد. بعد از این واترز باردگر دست به تولید اثری جدید در ژوئن سال ۱۹۸۷ با نام Radio K.A.O.S پرداخت از جمله آهنگهای موفق این آلبوم می‌توان به Radio Waves و The Tide is Turning اشاره نمود. بعد از انتشار این آلبوم، راجر ترتیب تور گسترده‌ای را در سرتاسر قاره اروپا داد. در همین اثنا دیوید گیلمور آلبوم سولوی خود را با نام About Face در فوریه سال ۱۹۸۴ منتشر کرد. اما گیلمور احساساتی بعد از انتشار این آلبوم بصورت انفرادی، دلسرد شد و از ریچارد رایت و نیک میسون برای تشکیل مجدد پینک فلوید بدون راجر واترز درخواست مساعدت کرد. واترز پس از پیوستن سه عضو دیگر گروه به هم و تشکیل دوباره پینک فلوید بدون او اقدام به شکایت نمود و برای جلوگیری از ادامه فعالیت آنها حکم بازداشت آن سه را گرفت. اما سرانجام موفق به پس گرفتن گروهی که خودش آنرا تشکیل داده بود نشد.

گیلمور، پینک فلوید را در غیاب واترز رهبری نمود و بدنبال آن تورها و آلبومهائی موفق تولید کرد (اما با فاصله بسیار از پینک فلوید دوران واترز). راجر واترز در ۲۱ جولای سال ۱۹۹۰ بهمراه Michael Kamen مایکل کیمن، بزرگ موسیقیدان قرن، اقدام به اجرای کامل آلبوم The Wall در برلین آلمان با مشارکت ستارگانی همچون Bryan Adams برایان آدامز و گروه Scorpions و گیتاریست بزرگ انگلیسی سبک بلوزWhite Snowy اسنوئی وایت نمود. ویدئویی از این کنسرت باشکوه تهیه و در سرتاسر دنیا پخش شد. در سپتامبر همان سال این ویدئو به مرحله فروش رسید. راجر واترز خلاق و فعال در سپتامبر سال ۱۹۹۲ سومین، موفق‌ترین و باشکوهترین آلبوم سولوی خود را با نام to Death Amused با همکاری Don Henley دان هنلی خواننده معروف گروه The Eagles (که البته همخوانی ای در آهنگWatching TV است) عرضه نمود. بازهم همان شیوه سالهای دور خودش را در این آلبوم ولی با قدرت و شکوه بیشتر اجرا کرد. نمادها و سمبل‌هایی که واترز در این آلبوم استفاده کرده کاملاً حرفه‌ای است و شامل موضوعاتی مختلف اما در جریان آلبوم می‌باشد. اشعارش بیش از پیش شنونده‌های حرفه‌ای‌اش را به فکر فرو می‌برد. نماد میمونی که در حال تماشا کردن تلویزیون است، خود می‌تواند ذهن بیننده را مدتها به خود معطوف سازد. نکته قابل توجه در مورد این آلبوم برگزار نشدن تور و حتی کنسرتی بعد از این اثر است که شاید از نظر او، از بار سنگین و مثبت اجرای استودیوئی و ایجاد آن فضاهای تکرار نشدنی در حین اجرای زنده کاسته می‌شد. واترز در طول دهه ۹۰ وقت زیادی صرف کار بروی اثر اپرای خود که در انگلستان و فرانسه تولید می‌شد، نمود. او بعد از گذشت حدودا ۱۲ سال در جولای و آگوست سال ۱۹۹۹ به برگزاری تور در آمریکا پرداخت. تور بعدی او با نام In the Flesh در تابستان سال ۲۰۰۰ به یکی از موفقیت‌ترین اجراهای زنده او تبدیل شد. اجرا بروی سن‌های بزرگ و نمایش اسلایدها و تصاویر بزرگ در پشت‌سر گروه بروی پرده‌های بزرگ بر امتیازات این تور و بطور کلی اجراهای زنده واترز می‌افراید. در این کنسرتها اسنوئی وایت بعنوان گیتاریست کمکی با او همکاری نمود. واترز بعد از آن به استراحت پرداخت. گرچه از سال ۲۰۰۲ به جمع‌آوری آثار و کارهای موفق خود تحت آلبومی پرداخت، اما بازهم این امر در زمره کم‌کاریهای او قرار می‌گیرد.

در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ با همکاری Jimmy Lenner و شرکت Columbia Records اقدام به ساخت دو آهنگ با نامهای To Kill the Child و Leaving Beirut نمود. نکته قابل توجه در انتشار این دو آهنگ حضور پررنگ واترز بعنوان شاعر، خواننده، بیسیست و نوازنده کیبورد می‌باشد. گرچه او هیچ‌گاه نتوانست گروه پینک فلوید را پس بگیرد اما او با انتشار آلبومهای بزرگ و دست‌نیافتنی (از نظر آهنگسازی) خط بطلانی بروی تمام گروههایی که ادعای تقلید از او و سبک او را داشتند، کشید. با اینکه گیلمور توانست بعد از واترز در پینک فلوید دو آلبوم موفق در طی زمانهای طولانی ارائه دهد، اما جای واترز در این آلبومها برای همیشه خالی ماند و او به تنهائی به راه خود ادامه داد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 22:51  توسط HooMaN | 
سلام

 

 مصاحبه دیوید گیلمور رو داشتم البته شاید ناقص باشه شرمنده دیگه الان قسمت دوم رو میذارم

البته قدیمیه شاید هنوز بعضی از پینک بازا نخونده باشن.امیدوارم خوشتون بیاد۰

 سوال:الان درباره کار های اولیه ات مانند( Ummagumma (Atom Heart Motherو ) چه نظری داری؟ 

جواب : به نظرم هردو وحشتناک هستند. حالا اجرای زنده Ummagumma بد نبود اما متاسفانه ضبط خوبی ندارد.

سئوال : آلبوم  (Dark Side of the Moon ) ؟ آیا اینکه بعد از 15 سال این آلبوم هنوز در فهرست پر فروشها قرار دارد یک

رویای تحقق یافته است یا یک کابوس؟

جواب : چه فرقی میکند؟ در واقع هر دوی انهاست. اینکه دیگران برایت کار کنند و اینکه بتوانیم تعداد زیادی صفحه بفروشی خیلی خوب است، اما اینکه از ترس ناراحت شدن طرفدارانت، هیچ چیز تازه ای را تنوانی امتحان کنی، اصلا خوب نیست.

سئوال : چرا راجر واترز گروه را ترک کرد؟
جواب : او در راس گروه بود. راجر یک ترانه سرای بزرگ است اما در مقام موزیسین، آنقدرها بزرگ نیست. فکر میکنم من موزیسین بهتری هستم و آهنگهای بهتری مینویسم. اما راجر یک دفعه باورش شد که موزیسین بهتر هم خودش است.

سئوال : و میخواست تو و بقیه همچنان برایش کار کنید؟
جواب : در اصل از او اطاعت کنیم.

سئوال : نیک میسون گفته است که در آن دوره فقط دو راه داشتید- سکوت کامل یا جنگ – تو چه کار میکردی؟ پیش روانکاو می رفتی؟
جواب : گاهی در تمام راه بازگشت از استودیو، با وجود اینکه در اتوموبیل تنها بودم، عربده میکشیدم وبدو بیراه میگفتم. تقصیر راجر بود. او موسیقی مرا نمیخواست، ایده های مرا نمی خواست و به همین دلیل من گفتم بسیار خوب،اگر ایده های من به حساب نمی آیند لطفا اسم مرا از روی جلد آلبوم پاک کنید،اما در هر صورت من پولم را میخواهم.

سئوال : و او تو را به داشتن زندگی تجملی متهم کرد؟
جواب : مگر خودش نبود که یک خانه زیبا و مجلل در حومه شهر داشت و The Wall
را هم آنجا نوشت؟ خانه اش با مرغوب ترین زمینی که در منطقه پیدا میشد محصور شده بود. اما مساله این است که میخواست نقش هنرمند زجرکشیده را بازی کند. آخر آدم میتواند چنین کسی را درک کند؟

سئوال : در آن زمان پینک فلوید یک گروه موسیقی بود یا یک عده آدمهای روانی که با هم در یک اتاق حبس شده بودند؟
جواب : آنجا فقط یک آدم روانی وجود داشت و سه آدم دیگر طبیعی بودند.

سئوال : چرا بعد از مشاجره بزرگی که داشتید باز هم ادامه دادید؟ میخواستید ثابت کنید بدون او مشکلی ندارید؟
جواب : این یکی از دلایل مسلم اش است. راجر میخواست مرگ پینک فلوید را اعلام کند. اما این منصفانه نبود که به دلیل دلزدگی یک نفر، من کارم را تمام شده اعلام کنم؟ ببخشید ولی من نه آنروز و نه حالا چنین دیدگاهی ندارم. منظورم این است که این کار من است. از 23 سالگی تا امروز بخش بزرگی از زندگیم را با آن گذرانده ام.

سئوال : آیا چیزی مثل دوستی در گروه فعلی وجود دارد؟
جواب : وقتی 40 ساله باشی، یک گروه موسیقی چیزی کاملا متفاوت است. به عنوان یک تین ایجر آدم نه خانه دارد نه خانواده نه جایی که به آن تعلق داشته باشد حتا گاهی صحنه ای برای اجرا هم ندارد. این روزها ما بهتر با هم کنار می آییم، مثل شرکای تجاری که مدت طولانی با هم کار کرده اند.

سئوال : تو خودت کلکسیونی از 6 هواپیما داری، میسون اتوموبیل اسپورت جمع میکند و رایت چند قایق تفریحی دارد. اما تو هنوز ادعا میکنی بخشی از تشکیلات نیستی؟
جواب : در واقع ، بخشی از تشکیلات نیستم.

جواب : تو اینجا در یک کلوب خصوصی لندن نشسته ای، کاپوچینو مینوشی و میگویی بخشی از تشکیلات نیستی؟ اینکه تجمل مطلق است!
جواب : دقیقا همینطور است.

مصاحبه کننده : آقای گیلمور،از این مصاحبه متشکرم

 

 

حالا که تا اینجا خوندی اگه خوب بود نظر هم بده.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 22:40  توسط HooMaN | 
سلام خوبید

بالاخره یادم امد که مصاحبه دیوید گیلمور رو بزارم.شاید خیلی ها قبلا خونده باشن اما شاید یک سری ها نخونده باشنش.امیدوارم خوشتون بیاد.

در تاریخ پنجم جون 1995 نشریه آلمانی زبان اشپیگل با دیوید گیلمور مصاحبه ای انجام داد و منتشر کرد که ترجمه آن در این مطلب آورده میشود.

دیوید گیلمور در سال 1968 جایگزین سید برت Syd Barrett – که به علت اعتیاد به مواد مخدر از گروه خارج شده بود - در گروه انگلیسی پینک فلوید شد و اکنون در صدر یکی از پردرآمدترین تشکیلات جهان موسیقی پاپ - راک قرار گرفته است. از زمان جدا شدن راجر واترز در سال 1985 ، اعضای پینک فلوید به سه نفر یعنی گیلمور 49 ساله، نیک میسون 51 ساله و ریچارد رایت 52 ساله تقلیل یافت. آنها با اجرای کنسرت های عظیم و تولید آلبومهایی که به سبک قدیم تهیه می شد، بزرگترین موفقیت ممکن را کسب کردند. این هفته مجموعه CD2 Pulse همراه با فیلم تور سال گذشته آنها وارد بازار شده است. او در باره پاپ معترضانه، ثروت و رقیب سرسختش، راجر واترز چنین میگوید:

سئوال : تابستان گذشته با واکلاو هاول (Vaclav Havel )رییس جمهور چک شام خوردی؟ آیا این دیدار نقطه اوج تور بود؟
جواب : دیدار خیلی خوبی بود ولی نقطه اوج نبود. آقای هاول مرد بسیار خودمانی است و ظاهرا بیشتر کارکنان او موسیقیدان یا منتقد موسیقی هستند.

سئوال : هیچ توصیه سیاسی هم به او کردی؟
جواب : نه، خیلی فضولی به نظر میرسید، اما باید بگویم که برنامهای او مرا کمی نگران کرد. می خواهد کاپیتالیسم را به جمهوری چک معرفی کند و گاهی در ابراز این موضوع خیلی بی احتیاط می شود. به من گفت که دوست دارد وقتی از پنجره قصرش بیرون را تماشا میکند تعدادی آسمان خراش ببیند... من که واقعا وحشت زده شدم.

سئوال : مگر ساختمانهای بلند چه ایرادی دارند؟
جواب : من خیلی از آنها خوشم نمی آید، 5-4 طبقه کافیست. بالاتر از آن حس بدی به من میدهد.

سئوال : این تور آخری که CD فیلم آن هم موجود است یکی از موفق ترین تورها در تاریخ راک است. تو در سال 1994 بیش از 100 میلیون دلار درامد داشتی. با چنین ارقامی، آیا پول هنوز هم برایت جذابیت دارد؟
جواب : من از نظر سیاسی خودم را تا حدی متمایل به چپ میدانم اما نه آنقدر متمایل که ضد پول باشم. من یک رادیکال ضد کاپیتالیست نیستم و کاملا دوست دارم کمی پول دراورم.

سئوال : ما در باره کمی پول صحبت نمی کنیم.
جواب : به نظرم مقدار درامد ما از نظر اخلاقی قابل ذکر نیست.

سئوال : تا به حال پیش آمده نیمه شب بیدار شوی و فکر کنی من بیش از حد پول در می آورم؟
جواب : اکثر اوقات. بعد بلند میشوم و برای برگشتن به حال عادی چند تا چک برای خیریه مینویسم.

سئوال : چه چیزی باعث عذاب وجدان تو می شود؟
جواب : پول خیلی زیاد. البته بعد، وقتی آنرا با درامد رئیس هیات مدیره کمپانی های بزرگ مقایسه میکنم فکر میکنم من خیلی بیشتر استحقاق این میلیونها را دارم تا آنها. لا اقل من دنیا را شادتر میکنم.
سئوال : کمپانی تو پینک فلوید نام دارد و مثل یک شرکت تولیدی صنعتی کار می کند. وقتی برای تور می روی، مقدار زیادی تجهیزات همراهت می بری و تقریبا تمام اخبار روزنامه ها با این جمله که تو به 49 کامیون و فلان تعداد هواپیما برای حمل آن نیاز داری شروع می شود.
جواب : این ارقام خسته کننده برای من جالب نیست. قبل از اینکه توری را شروع کنیم دور هم جمع میشویم و من میگویم صدای کوادروفونیک (سیستم ضبط و پخش 4 باندی) لازم دارم، لیزر لازم دارم، این را لازم دارم آنرا لازم دارم تا در آخر یک نفر میگوید خوب خوب..این که شد 700 تن تجهیزات، خیلی هم خرج دارد. باور کن من هم دوست دارم کار هزینه کمتری بر دارد.

سئوال : شایعات میگویند که تو تمام این زرق و برق ها را سرهم میکنی تا توجه تماشاگران به نوازندگان جلب نشود.
جواب : ما از همان روزهای اول کارمان میدانستیم شهرت هم یک نوع زندان است به علاوه، هیچ کدام از ما حضور صحنه جادویی نداریم و تماشاگر با تماشای مداوم ما 4 نفر کسل خواهد شد. در نتیجه ما پینک فلوید را به یک واقعه چند رسانه ای(Multi Media) مبدل کردیم.

سئوال : پس این طور بود که یک خوک غول آسای بادکنکی ستاره گروه شد؟
جواب : سال گذشته خوک نقش چندان مهمی نداشت، اما مردم انقدر دوستش داشتند که در نتیجه دوباره ولش کردیم. بدون خوک حتی یک بلیط هم نمی فروختیم.

سئوال : لا اقل این بار از دیواری که به اصرار تماشاگران علم کرده بودی خبری نبود. این بار به وضوح راحت تر بودی.
جواب : سوار کردن دیوار ایده راجر واترز بود و او هنگام ترک پینک فلوید آنرا با خودش برد. من شخصا هرگز مشکلی با تماشاگر نداشته ام.

سئوال : حتی با آن دسته تماشاگر بالای 40 سالی که دسته جمعی میخوانند: We Don't Need No Education ؟
جواب : این شعر مربوط به شیوه تدریس مستبدانه مدارس انگلیسی است و به سالهای جوانی ما برمی گردد و امیدوارم الان دیگر اعمال نشود. اما درست میگویید خواندن آن الان دیگر چندان مناسبت ندارد.

 

سئوال : عده زیادی از طرفداران شما نظر کاملا متفاوتی دارند. به نظر آنها We Don't Need No Education سرود ضد استبدادی چپی ها است. این ترانه حتی در راهپیمایی مخالفان برنامه Runway West هم خوانده شد (Runway West) برنامه بحث برانگیز افزودن یک باند پرواز به دو باند قبلی فرودگاه فرانکفورت ، در اوایل دهه 80 بود وموجب بروز مخالفتهای فراوانی از سوی ساکنان محلی و طرفداران محیط زیست شد.
جواب : این ترانه توسط بچه های سیاه پوست در مدارس آفریقای جنوبی هم خوانده شد و از پخش آن هم جلوگیری کردند. اما در مورد قضیه فرودگاه من واقعا هیچ ارتباطی نمی بینم. آنها باید می خواندند We don't need no air planes.

سوال:نقطه هر کاری به دلایل خاصی بسته میشود.اما لزوما در دوران رشد و به ثمر رسیدن ان اهداف را دنبال نمیکند.(The wall) اعتراض بود بر علیه کنسرتهای عظیم و اجراهای داخل استادیم.اما حالا کجا اجرا می شود؟در استادیم

جواب:این حرف راجر واترز بود که کار علیه اجرای استادیومی است.اما میدانید که در زمان نوشتن (The wall)خودش شش هفت سالی بود که اجراهای استادیومی داشتهیچ وقت هم منکر ان نشده(The wall)قصه راجر است و او میخواست که این قصه درباره یک سمبل جهانی باشد.دیوارهایی که انسانها را محاصره میکند.دیوار بین تو و والدینت دیوار بین تو و فضای دور و برت.دیواری بین یک گروه راک و تماشاگرانش...بیگانگی بزرگ بشری

سوال:در ان موقع چه فکر میکردی؟موقعی که پشت دیوارت حبس شده بودی؟

جواب:اول احساسم این بود که عضوی از یک نمایش فوق العاده هستم.اما وقتی همه اش فرو ریخت(دیوار)حسابی ترسیدم با وجود این که قفسی از ریختن اجرها به رویم جلو گیری میکرد.واقعا ترسیدم.

سوال:یکی از ترانهای مشهور تو (welcome to the machine)است.ایا هرگز فکر کرده ای که روی صحنه تعدادی ماشین الات بگذارید و خودتان به عنوان نوازنده در صحنه نباشید؟

جواب:یک بار فکر کردیم به جای خودمان کسان دیگری را روی صحنه بفرستیم و انها کار ما را انجام دهند اما قضیه در حد شوخی باقی ماند.

سوال:فکر میکنی کسی متوجه میشود؟

جواب:مسلما تقلید از شیوه نواختن ما کار اسانی نیست.

سوال:راجر واترز نظر دیگری دارد او اعتقاد دارد نشان پینک فلوید ان چنان مشهور است که تا سالها بعد از مرگ همه شما باز هم کنسرت پینک فلوید اجرا خواهد شد.حتی اگر 500 سال بعد باشد.

جواب:راجرپیر عزیز...او (The wall)را در برلین روی صحنه برد ایا ان اجرا شباهتی به پینک فلوید داشت؟افتضاح بود.

برا پست بعد قسمت دومش رو میذارم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 22:32  توسط HooMaN | 
و باز هم سلام

با خودم گفتم هر چند پست یک بار یک دونه متن اهنگ بزارم خوبه ؟

الان هم اهنگ shine رو گذاشتم.به نظر من که خیلی جالب هستش.

Shine on you crazy diamond


Remember when you were young , you shone like the sun
به یاد بیاور زمانیکه جوان بودی و مثل خورشید می درخشیدی

Shine on you crazy diamond
بدرخش ای الماس مجنون

Now there is a look in your eyes , like black holes in the sky
حالا نگاه چشمانت شبیه حفره های سیاهی درآسمان شده

Shine on you crazy diamond
بدرخش ای الماس مجنون

you were caught on the cross fire of childhood and stardom
تو در دنیای بین کودکی و ستاره شدن گیر افتادی

blown on the steel breeze
خسته از وزش نسیمی از فولاد

come on you target for faraway laughter
بیا ای غایت هدف برای خنده دور

come on you stranger , you legend , you martyr , and shine
بیا ای غریبه ای افسانه ای شهید وبدرخش

you reached for the secret too soon , you cried the moon
چه زود رازهای نهانی را به دست آوردی و برای ماه گریستی

shine on you crazy diamond
بدرخش ای الماس مجنون

threatened by shadows at night and exposed in the light
در ترس از سایه های شب و بی پناه درمعرض نور رها شدی

shine on you crazy diamond
بدرخش ای الماس مجنون

well you wore out your welcome with random precision
آسایش و کامیابی ات را با اتفاقی از دست دادی

rode on the steel breeze
نشسته بر نسیمی از فولاد

come on you raver , you seer of visions
بیا ای محسور شده ای شاهد قضایا

come on you painter you piper , you prisoner , and shine
بیا ای جلوه گر ای نی زن ای اسیر و بدرخش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 11:9  توسط HooMaN | 

سلام

 

در سلامتی کامل هستین که خدا رو شکر (الکی)

و اما میخوام قبل از نوشتن مطلبی در مورد پینک چند تا جمله خیلی قشنگ بنویسم.خوب من مطلبی رو که میخوام بنویسم در مورد ازادی هست.امیدوارم درک مطالب زیبا و فهیم رو داشته باشد.

 

 (در اینجا عاطل و باطل ماندن و درباره واقعیت اجتماعی فلسفه بافتن هیچ کاری را از پیش نمیبرد و حتی و موجب شناسایی عمیق تر ان واقعیت نیز نخواهد شد.برای درک واقعیت باید در خود واقعیت بود و در جنبش و تحرک و مبارزات ان شرکت داشت.))این استدلال نه تنها یک کشف شخصی نیست بلکه تکرار یک فکر کهنه است که به صورت دیگر عرضه میشود. برگرفته از کتاب زیبای (نان و شراب) اثر اینیا تسیو سیلونه

و اما جمله زیبای دومی

خرگوش  پرسید :واقعی بودن چیست؟

اسب چرمین در جواب گفت:

واقعی بودن چیزی است که برایت اتفاق میافتد.وقتی کودکی تو را برای  مدتی  خیلی طولانی دوست داشته باشد ان وقت واقعی میشوی.

خرگوش پرسید: این واقعی شدن درد و رنجی هم در پی دارد؟

اسب جواب داد:

گاهی اوقات. ولی وقتی واقعی هستی برایت اهمیت ندارد که صدمه ببینی.

خرگوش پرسید ایا همه اینها یک باره اتفاق میافتد؟

اسب گفت:

نه یک دفعه اتفاق نمافتد.احتیاج به زمان طولانی دارد به همین خاطر است که برای انهایی که شکننده هستند یا لبهای تیز دارند یا انهایی که در حفظشان باید دقت کرد چنین اتفاقی نمافتد.

اکثر اوقات  تا زمانی که واقعی شوی  بیشتر موهایت ریخته چشمهایت از حدقه بیرون زده مفاصلت سست و بی رمق شده و اوضاع در هم بر همی پیدا کردی.

اما هیچ کدام از این مسایل اصلا مهم نیستند  چون وقتی واقعی شدی دیگر زشت نخواهی بود مگر در

نظر ادمهایی که درک نمیکنند.

 

 

و اما یکمی هم در دو دل

خوب میتونم بگم درست هست که بگم شکست خوردم چون نه خواننده ای دارم و نه چیزی

اما به قول دامبل تا موقعی که حتی یک نفر باشه که به من وفادار باشه من کارم رو ادامه میدم(در حالی که حتی یک نفر هم خواننده ندارم)اما مهم نیست برا دل خودم کار میکنم.چیزی رو که دوست دارم دنبال میکنم.

و اما پینک فلوید گروهی که نا خاسته شریانهای زندگی من رو عوض کرد.بدون این که بخواد من رو محسور خودش کرد.وحسرتی بر جای مانده بر دل من گذاشت.نمیدونم چرا ولی پینک فلوید برای من مانند یک همنشین شده.

حتی علاقم رو به اهنگهای ایرانی از دست دادم.

دوست دارم به کلاسهای زبان انگلیسی برم که بتونم انگلیسی یاد بگیرم تا بتونم معنی شعر هاشون رو بفهمم.که بدون شک این کار رو انجام میدم.

و اینکه از هیچ چیزی و از هیچ کار خودم خجالت نمیکشم برام مهم نیست به اقتضای سنم رفتار کنم یا نه

برام مهم نیست پشت سرم چی میگن من راه خودم رو ادامه میدم و کار خودم رو میکنم.

اوه چه حرفایی زدم در هر صورت این جا همه حرفام رو میگم به قول معروف این جا یک دنیای مجازی هستش

خوب پست بعد رو فردا میدم الان حسش نیست  فعلا

 همه پینک بازای ردیف (علامت چشمک)  بای تا فرداهایی دگر

 

 

 

.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 16:49  توسط HooMaN | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زمان حکومت منطق درونم به سر رسید و قرار شد که رهبری جدید بر گزینند... زمانی جدید برای حکومت آزاد....
مطالب وبلاگ دو قسمت شده اوایل از پینک فلوید بود الان از من و ضمیر هایم.... .
----------------------------------------------------------------------------
پینک فلوید آره این همونه که مورد نظر من هست همون چیز درست.
زمان از یادت میره حتی نمیتونی تصورش رو کنی
اره پینک فلوید یعنی نور و صدا
(مطالب خوب هم پیدا میشه فقط کافیه به پست های دیگه هم سر بزنید)

قسمت های وبلاگ
فلسفه کُفتیه من از نگاهی ساده
اگه چیزی که این تو هست رو بفهمی خیلی به من نزدیک می شی
درباره من
اوراغ در و داغون گذشته
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
محبوب ترین اهنگ شما
کسانی که دوستشون دارم
آشنایی با بدنسازی
مریم دریایی
حرف دل
حرف های روپوش سرمه ای
اشک شیطان
"فلسفه از نگاهی ساده"
راک & بلوز :)
فیلم و سینما
دوستی" اتحاد دو روح بر ضد دنیا"
برنده و بازنده
عشق تاریک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Emp Erorr in Your Internet Explorer !!!