تبليغاتX
" حکومت آزاد "
من و ضمیرهایم

وقت من هم تموم شد

دارم از بالا کار هام رو نیگاه میکنم

شاید اولش رو بد شروع کرده باشم وسطش رو هم همین طور

ولی اخرش رو خوب تموم کردم خیلی هم خوب تموم کردم

بعضی وقت ها یک کاری میکنم که به نظرم جالب باشه هی پوز خند میزنم

نه اینکه کسی رو گول زده باشم ها

هم چین همه چیز اون طور که خواستم پیش رفت

هی فکر میکنم خندم میاد.

ادم ها دو رو دارن یکیش خوبه یکیش بده

بعضی وقت ها که میخوام نقشه بکشم مجبورم ادم بده شم نه اینکه نقشه های بد بکشم

فقط باید تو اون حالت باشم.

این آخرین اپم بود اخرین نقشه ای که کشیدم هم همین طور

شاید خیلی طول بکشه تا دوباره اپ کنم

کلی ثبت موقت دارم که دیگه وقت نمیشه بزارمشون تو وبلاگ

چند تا سوال دارم از چند نفر اما هیچ وقت نمیشه ازشون پرسید در عوض امدم جاش یک پازل درست کردم

جای هر سوال نپرسیده یک پازل خالی گذاشتم

فقط یک ذره وقت بود پازل ها رو پیدا کردم

خیلی راحت پازلم پر شد

دیگه سوال نپرسیده ای وجود نداره

حالا خیالم راحت شد

هنوز هم بعضی وقت ها میگم خداوندی هست؛خداوندی نیست

هنوز دارم پوزخند میزنم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 22:13  توسط HooMaN | 
.....

 

سید برت که رفت........... .

syd

ریچارد هم رفت............

ریچارد رایت

خداوندا چی بگم........

موندن سه تا دیگه مثل بازی میمونه

اخرش هم چه بخوای چه نخوای بد تموم میشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 14:16  توسط HooMaN | 
 

........................... .

من نمیفهمم این الاغایی که ماتیکای تلخ درست میکنن به چی فکر میکنن آخه !

 

.................................... .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 20:52  توسط HooMaN | 
.......................... .

 

به اون روزی فکر میکنم که بار اول پینک فلوید گوش دادم.................... .

 

صدای Hey You دیوید داغونت میکنه.

وقتی راجر میگه

? Is there anybody in there

میخوام اون موقع دیونه شم.

به بعدش فکر میکنم به صدای اکوز

And no one showed us to the land
And no one knows the where's or why's
Something stirs and something tries
And starts to climb toward the light

.................. .

دارم میام رو سطح... .. .. ..

این جاست که میگن پینک فلوید یعنی نور و صدا

و ای کاش تو هم اینجا بودی.

سید برت........................................... .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 17:32  توسط HooMaN | 

......................................

مخمل: نمی شه بمونی؟ آخه اگه بری جات تو خونه خالی می مونه.

هاپوکومار: مخمل کوماراهه، زندگی همينه، يک روز آمدن کرتاهه، يک روز هم رفتن کرتاهه!

مخمل: آخه من تازه داشتم بهت عادت می کردم ...

 

به یاد دوران گذشته..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 16:27  توسط HooMaN | 
 

 

امروز اصلا حرفم نمیاد.

 

 

نه خیرم  فکرم هم نمیاد.... .

 

عجب استیلی داره این دیوید

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 12:16  توسط HooMaN | 

 

........................

نمی دانم داستانم چیست.............. شاید که بازی این زمانه با من است.....

شاید هم هیچ... .

به کدامین سو شوم راهی...

خداوندی هست....خداوندی نیست.

گیج و گنگ و نامفهموم...........

و به ادامه راه فکر میکنم.

صدای یک باد رو مینویسم؛شاید در مزرعه ای کوچک و پر از گندم.آفتاب رو اوردم....... به آنها رنگ زرد طلایی دادم.

....... حال فکرم شکل میگیرد.

حال خانه ای می سازم درون مزرعه کوچکمان... و انجا تو را میبینم... .

همین :)

برادر سید برت

پی نوشته : من دلم بغل میخواد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 17:24  توسط HooMaN | 
دخترها
وقتی یک دختر حرفی نمیزند
میلیونها فکر در سرش می گذرد

وقتی یک دختربحث نمیکند
عمیقا مشغول فکر کردن است

وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند
یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم
یعنی اصلا حال خوبی ندارد

وقتی یک دختر به تو خیره می شود
شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی

وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد
آرزو می کند برای همیشه مال او باشی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند
توجه تو را طلب می کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس] می فرستد
یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم
یعنی واقعا دوستت دارد

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند
یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده
هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست




پسرها
وقتی یک پسر حرفی نمی زند
حرفی برای گفتن ندارد

وقتی یک پسر بحث نمی کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند
یعنی واقعا گیج شده است

وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم
یعنی واقعا حالش خوبه

وقتی یک پسر به تو خیره می شود
دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند
او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد
بدون که برای همه "فوروارد" کرده

وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم
دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند
تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باش

 

فکر کنم همش درست باشه

پومپای

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:16  توسط HooMaN | 

 

...............

نامه‌ی وارده:

ببین آقاهه
تکلیف ما رو مشخص کن
نه یعنی که تکلیف خودت رو مشخص کن .
یعنی که چی
ما که قاطی کردیم
ببین اینجوری نمیشه
آخه یه آدم چقد میتونه متناقض باشه
تو تنهایی اندازه‌ همه آدمایی که من میشناسم تناقض داری .
اصلاً تو خود تضادی
از ساده‌ترین چیزا گرفته تا پیچیده‌تریناش
مثلاً درس‌خون نیستی
ولی یه جوریایی هم آخرشی
دیوونه‌ای ولی عاقلی
خلی ولی منطقی‌ای
این‌همه لیبرالی ولی مثل سگ یه هو اصول‌گرایی
بعضی جاها کلی اخلاقی هستی ولی کلی هم بی‌مبالاتی
تابو شکنی ٬ ولی واسه خودت هزارتا تابوی عجیب غریب داری
هیچی به تخمت نیست ولی همه‌چیو جدی میگیری
تخیلت زیاده ولی یه هو آدم میبینه که واقع‌گرایی
از هیچی ناراحت و خوشحال نمیشی ولی آدم میدونه که تو چقدر حساسی
لامذهبی ولی آخه اعتقادات داری واسه خودت
مهربونی ولی بعضی وقتا خیلی بی‌رحمی
عاشقی ولی نیستی
این‌همه دوست داری
ولی خب تنهایی
آدم همه‌چیزتو میدونه ها
ولی آخر پیش‌بینی نشده‌ای
از همه‌بدتر ٬
خوبی
ولی خیلی گهی
خیلی که میگم یعنی خیلیا
هم خیلی خوبی
هم خیلی گهی
ببین
نمیشه که
تو اگه می‌تونه با این همه تضاد شخصیت داشته باشی و زندگی کنی
بقیه قاطی میکنن
بقیه نمیکشن این همه پیچیدگی رو
میفهمی ؟!!
آقا ٬
بشنو از من ٬
مارباش یا ماهی !
دیونه
سید-برت
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:20  توسط HooMaN | 
...... .

 

این دخترا رو دیدی که خیلی با فلسفن و در مورد همه ‌چی ازهمه چی گرفته تا زندگی و خلقت و سکس کلی بلدن فلسفه بافی کنن ٬ ولی یه غذا واسه شوهراشون بلد نیستن درست کنن ... ریییییییدن.

پی نوشت : راستی هر کی هم بلد نیست به من بگه بفرستمش کلاس اشپزی اشنا دارم باهاش ارزون حساب کنه

...... .

سید برت

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:40  توسط HooMaN | 
 

.........................

من بیرونم
دارم میام خونه
تنها رفتم بیرون
نمیدونم برای چه کاری٬ ولی تو با من نیامدی .
وقتی میومدم بیرون خواب بودی
خیلی خواب.
وقتی میخوابی قشنگ میشی
اینجا ٬ این بیرون
هوا سرده
خیلی
منم دارم پیاده برمیگردم
هیچ ماشینی توی اون هوای سرد نیست که حاضر بشه منو تا مزرعه مون بیاد و برسونه
من سردمه
باد سرد میخوره تو پیشونیم
محکم !
کلاهمو هی کم کم میکشم پایینتر٬ اگه هم یه ذره دیگه پایین بکشمش میاد رو چشمام نمیتونم جلومو ببینم :)
همه‌ش به خودم میگم الآن میرسی خونه
کنار شومینه
تو بغل تو
اوممممم ٬ چه گرمای خوبی
همه‌ش به همین امیده که دارم تو این سرما این همه راهو پیاده میام٬ فقط به همین امید
که وقتی قرچ قرچ خورد شدن برفا را زیر پای من تو راه نزدیک کلبه شنیدی درو باز کنی و داد بزنی خرووووووووووووووووووی من هوووووووووووووو
عینهو این دهاتیا :)
منم بخندم بدوم بقیه راهو طرفت
تو هم بخندی بدویی که بپری بغل من
منم بغلت می‌کنم و تو هوا می‌چرخونمت
بعد بلندبلند از ته دل میخندیم
بعد خسته می‌شیم و نفس نفس می‌زنیم و سردمون میشه و میلرزیم
میریم تو خونه جلوی شومینه همدیگه رو تنگ بغل میکنیم
:)
تو راه برای خودم ازین فکرای خوب خوب می کنم, که کمتر سردم بشه٬ که زودتر برسم
حالا ٬
من رسیدم به مزرعه مون
حالا من رسیدم نزدیکای کلبه
چرا نمیای بیرون پس‌ ؟
حالا رسیدم پشت در
پشت در دارم برای خودم هی راه میرم که قرچ قرچ کنه برفا و تو بفهمی که من اومدم
چرا نمی فهمی پس؟
درو باز می کنم
می بینی؟ هیچ گرمایی نمیخوره تو صورتم
خونه سرده, سردِ سرد, عین هوای بیرون, اصلاً سردتر از هوای بیرون.
تاریک هم هست . تاریکِ تاریکِ خیلی تاریک
من ؟
می ترسم
صدات نمی کنم ولی.
می ترسم از جواب ندادنت ٬ میفهمی ؟
یادت نرفته که ؟
یعنی رفتی؟ از پیشم رفتی؟

میام
میام تو
کلبه مون کوچیکه٬ دو تا اتاق که بیشتر نیست٬ زود میشه گشت همه جاشو.
من نمی گردم ولی, می ترسم که نباشی
می ترسم که بگردم و نباشی
می فهمی؟

میشنم همونجا رو زمین
تکیه میدم به در
پاهامو جمع می کنم تو بغلم
سرمو تکیه میدم به زانوهام
شروع می کنم به فک کردن به همه روزهای خوبی که با هم داشتیم
برای این به اون روزها فکر می کنم که فرصت فکر کردن به نبودنت را به خودم ندم

امروز تولدم بود.
تو توی اتاقی
میخواستی منو سورپریز کنی
شنیدی که من درو باز کردم و اومدم تو, ولی هی هرچی منتظر شدی من نیومدم تو اتاق
آخرش خسته میشی
میای ببینی من چیکار می کنم یه ساعته اینجا
می بینی منو
سرمو از عقب تکیه دادم به در
سقفو نگاه می کنم
یا شاید هم بالاتر از اون
سیگار می کشم
گریه؟
نه.
معلومه که گریه نمیکنم.
ولی دارم خیلی فکر می کنم, اونقدر که ندیدمت که اینهمه وقت جلوم وایستادی و سرتو این مدلی یه وری کج کردی و داری نگران نگاهم می کنی
بعد خیلی نگران میشی
یهویی می پرسی چیزی شده؟ میگی به من؟
من ؟
من یهویی تکون میخورم, یه تکون گنده, انگاری که برق ازم رد شده باشه
هیچی بهت نمیگم که چه فکرایی می کردم که
فقط نگات می کنم
خشک
خشکِ خشک نگاهت میکنم
خشک ولی طولانی و عمیق.
میگم نه, چیزی نشده, بعدشم زورکی می خندم
:) میفهمی همه چیزو, نه؟
میای جلو
میشینی جلوم
رو دو تا زانوت
دستای منو از رو زانوهام برمیداری میگیری دستت
نیگام میکنی
ساکت و آروم نیگام می‌کنی
میگی ببخشید
من ؟
نه گریه نمیکنم
دستام رو تو مشتات جمع میکنی و آروم میذاریشون رو زانوهام
خم میشی و پیشونیت رو میچسبونی به پشت دستامون که تو دست همه
میگی تولدت مبارک
چشمات رو میبندی
من ؟
سرم رو دوباره از عقب تکیه میدم به در
بازم سقف رو نگاه میکنم
شایدم بالاتر از اون
گریه ؟
نه
گریه نمیکنم
هوا‌ ؟
سرده . خیلی سرد.

دیوانه

اخرت عکس


 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 15:45  توسط HooMaN | 
.....

به این که هنوز میتونم فکر کنم شک دارم

اخه من مغزم باتریش تموم شده نمیدونم چه جوری دارم فکر میکنم....

تصمیم گرفتم دوباره نقاشی کنم شاید شعر هم بگم اما سال ها میشه دیگه شعرم نمیاد..

نه خیر نمیشه نقاشی هم کشید خوب شاید قصه بگم قصه اسون تره....

یکی بود یکی نبود... یک پسره بود با خدا قهر کرده بود اخه پسره همش به فکر خدا بودا اما خدا اصلا به فکر پسره نبود شاید هم بودا ولی پسره حواسش نبود...پسره با خودش میگفت خدا داره چی کار میکنه یعنی من رو یادش رفته؟پس من هم دیگه باهاش قهرم کاری باهاش ندارم..... پس با خدا قهر کرد...پسره هنوز منتظر یک معجزست که با خدا اشتی کنه...........

یاد اون وقت ها بخیر که جفت هفت میاوردم اون وقت ها خوش شانسی بودیم برا خودمون مگه نه.

هنوز هم تو کارهام ضمیره خود آگاهام و نا آگاهم و بقیه برو بچه ها دخالت میکنن نمیدونم کی میخوان دست از این کاراشون بردارن اخه زشته اونا هم بزرگ شدن باید بفهمن این کارا اشتباهه. دیروز خواب بودم دوباره اینا دعواشون شد من رو از خواب بلند کردن

:) همین

.....

هی میخوام در مورد پینک فلوید بنویسم اصلا حال ندارم  جاش میشینم  هی اکوز گوش میدم و همین طور دوباره

راجر واترز

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 20:36  توسط HooMaN | 
 

 

پسره آب دماغشو کشید بالا و دوباره به باباش گفت من زن می‌خوام ...

 

 

 

...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:8  توسط HooMaN | 
....

 

 

می‌خوام زن بگیرم ... بالاخره این همه بچه‌ به یه مادر احتیاج دارن یا نه !!

 

D:

؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 21:36  توسط HooMaN | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زمان حکومت منطق درونم به سر رسید و قرار شد که رهبری جدید بر گزینند... زمانی جدید برای حکومت آزاد....
مطالب وبلاگ دو قسمت شده اوایل از پینک فلوید بود الان از من و ضمیر هایم.... .
----------------------------------------------------------------------------
پینک فلوید آره این همونه که مورد نظر من هست همون چیز درست.
زمان از یادت میره حتی نمیتونی تصورش رو کنی
اره پینک فلوید یعنی نور و صدا
(مطالب خوب هم پیدا میشه فقط کافیه به پست های دیگه هم سر بزنید)

قسمت های وبلاگ
اگه چیزی که این تو هست رو بفهمی خیلی به من نزدیک می شی
درباره من
اوراغ در و داغون گذشته
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
محبوب ترین اهنگ شما
کسانی که دوستشون دارم
مریم دریایی
من و او
حرف دل
حرف های روپوش سرمه ای
"فلسفه از نگاهی ساده"
اشک شیطان
راک & بلوز :)
فیلم و سینما
عشق تاریک
دوستی" اتحاد دو روح بر ضد دنیا"
برنده و بازنده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Emp Erorr in Your Internet Explorer !!!