![]() |
![]() |
|
| من و ضمیرهایم |
|
وقت من هم تموم شد دارم از بالا کار هام رو نیگاه میکنم شاید اولش رو بد شروع کرده باشم وسطش رو هم همین طور ولی اخرش رو خوب تموم کردم خیلی هم خوب تموم کردم بعضی وقت ها یک کاری میکنم که به نظرم جالب باشه هی پوز خند میزنم نه اینکه کسی رو گول زده باشم ها هم چین همه چیز اون طور که خواستم پیش رفت هی فکر میکنم خندم میاد. ادم ها دو رو دارن یکیش خوبه یکیش بده بعضی وقت ها که میخوام نقشه بکشم مجبورم ادم بده شم نه اینکه نقشه های بد بکشم فقط باید تو اون حالت باشم. این آخرین اپم بود اخرین نقشه ای که کشیدم هم همین طور شاید خیلی طول بکشه تا دوباره اپ کنم کلی ثبت موقت دارم که دیگه وقت نمیشه بزارمشون تو وبلاگ چند تا سوال دارم از چند نفر اما هیچ وقت نمیشه ازشون پرسید در عوض امدم جاش یک پازل درست کردم جای هر سوال نپرسیده یک پازل خالی گذاشتم فقط یک ذره وقت بود پازل ها رو پیدا کردم خیلی راحت پازلم پر شد دیگه سوال نپرسیده ای وجود نداره حالا خیالم راحت شد هنوز هم بعضی وقت ها میگم خداوندی هست؛خداوندی نیست هنوز دارم پوزخند میزنم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 22:13 توسط HooMaN |
|
|
.....
سید برت که رفت........... .
ریچارد هم رفت............
خداوندا چی بگم........ موندن سه تا دیگه مثل بازی میمونه اخرش هم چه بخوای چه نخوای بد تموم میشه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 14:16 توسط HooMaN |
|
|
........................... . من نمیفهمم این الاغایی که ماتیکای تلخ درست میکنن به چی فکر میکنن آخه !
.................................... .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 20:52 توسط HooMaN |
|
|
.......................... .
به اون روزی فکر میکنم که بار اول پینک فلوید گوش دادم.................... .
صدای Hey You دیوید داغونت میکنه. وقتی راجر میگه ? Is there anybody in there میخوام اون موقع دیونه شم. به بعدش فکر میکنم به صدای اکوز And no one showed us to the land .................. . دارم میام رو سطح... .. .. ..
و ای کاش تو هم اینجا بودی. سید برت........................................... . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 17:32 توسط HooMaN |
|
|
...................................... مخمل: نمی شه بمونی؟ آخه اگه بری جات تو خونه خالی می مونه. هاپوکومار: مخمل کوماراهه، زندگی همينه، يک روز آمدن کرتاهه، يک روز هم رفتن کرتاهه! مخمل: آخه من تازه داشتم بهت عادت می کردم ...
به یاد دوران گذشته.............. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 16:27 توسط HooMaN |
|
|
امروز اصلا حرفم نمیاد.
نه خیرم فکرم هم نمیاد.... .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 12:16 توسط HooMaN |
|
|
........................ نمی دانم داستانم چیست.............. شاید که بازی این زمانه با من است..... شاید هم هیچ... . به کدامین سو شوم راهی... خداوندی هست....خداوندی نیست. گیج و گنگ و نامفهموم........... و به ادامه راه فکر میکنم. صدای یک باد رو مینویسم؛شاید در مزرعه ای کوچک و پر از گندم.آفتاب رو اوردم....... به آنها رنگ زرد طلایی دادم. ....... حال فکرم شکل میگیرد. حال خانه ای می سازم درون مزرعه کوچکمان... و انجا تو را میبینم... . همین :)
پی نوشته : من دلم بغل میخواد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 17:24 توسط HooMaN |
|
|
دخترها
وقتی یک دختر حرفی نمیزند میلیونها فکر در سرش می گذرد وقتی یک دختربحث نمیکند عمیقا مشغول فکر کردن است وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم یعنی اصلا حال خوبی ندارد وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد آرزو می کند برای همیشه مال او باشی وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس] می فرستد یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعا دوستت دارد وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست پسرها وقتی یک پسر حرفی نمی زند حرفی برای گفتن ندارد وقتی یک پسر بحث نمی کند حال وحوصله بحث کردن ندارد وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند یعنی واقعا گیج شده است وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم یعنی واقعا حالش خوبه وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد بدون که برای همه "فوروارد" کرده وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود) وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باش
فکر کنم همش درست باشه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:16 توسط HooMaN |
|
|
............... نامهی وارده:
ببین آقاهه تکلیف ما رو مشخص کن نه یعنی که تکلیف خودت رو مشخص کن . یعنی که چی ما که قاطی کردیم ببین اینجوری نمیشه آخه یه آدم چقد میتونه متناقض باشه تو تنهایی اندازه همه آدمایی که من میشناسم تناقض داری . اصلاً تو خود تضادی از سادهترین چیزا گرفته تا پیچیدهتریناش مثلاً درسخون نیستی ولی یه جوریایی هم آخرشی دیوونهای ولی عاقلی خلی ولی منطقیای اینهمه لیبرالی ولی مثل سگ یه هو اصولگرایی بعضی جاها کلی اخلاقی هستی ولی کلی هم بیمبالاتی تابو شکنی ٬ ولی واسه خودت هزارتا تابوی عجیب غریب داری هیچی به تخمت نیست ولی همهچیو جدی میگیری تخیلت زیاده ولی یه هو آدم میبینه که واقعگرایی از هیچی ناراحت و خوشحال نمیشی ولی آدم میدونه که تو چقدر حساسی لامذهبی ولی آخه اعتقادات داری واسه خودت مهربونی ولی بعضی وقتا خیلی بیرحمی عاشقی ولی نیستی اینهمه دوست داری ولی خب تنهایی آدم همهچیزتو میدونه ها ولی آخر پیشبینی نشدهای از همهبدتر ٬ خوبی ولی خیلی گهی خیلی که میگم یعنی خیلیا هم خیلی خوبی هم خیلی گهی ببین نمیشه که تو اگه میتونه با این همه تضاد شخصیت داشته باشی و زندگی کنی بقیه قاطی میکنن بقیه نمیکشن این همه پیچیدگی رو میفهمی ؟!! آقا ٬ بشنو از من ٬ مارباش یا ماهی ! ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:20 توسط HooMaN |
|
|
...... .
این دخترا رو دیدی که خیلی با فلسفن و در مورد همه چی ازهمه چی گرفته تا زندگی و خلقت و سکس کلی بلدن فلسفه بافی کنن ٬ ولی یه غذا واسه شوهراشون بلد نیستن درست کنن ... ریییییییدن. پی نوشت : راستی هر کی هم بلد نیست به من بگه بفرستمش کلاس اشپزی اشنا دارم باهاش ارزون حساب کنه ...... .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:40 توسط HooMaN |
|
|
......................... من بیرونم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 15:45 توسط HooMaN |
|
|
.....
به این که هنوز میتونم فکر کنم شک دارم اخه من مغزم باتریش تموم شده نمیدونم چه جوری دارم فکر میکنم.... تصمیم گرفتم دوباره نقاشی کنم شاید شعر هم بگم اما سال ها میشه دیگه شعرم نمیاد.. نه خیر نمیشه نقاشی هم کشید خوب شاید قصه بگم قصه اسون تره.... یکی بود یکی نبود... یک پسره بود با خدا قهر کرده بود اخه پسره همش به فکر خدا بودا اما خدا اصلا به فکر پسره نبود شاید هم بودا ولی پسره حواسش نبود...پسره با خودش میگفت خدا داره چی کار میکنه یعنی من رو یادش رفته؟پس من هم دیگه باهاش قهرم کاری باهاش ندارم..... پس با خدا قهر کرد...پسره هنوز منتظر یک معجزست که با خدا اشتی کنه........... یاد اون وقت ها بخیر که جفت هفت میاوردم اون وقت ها خوش شانسی بودیم برا خودمون مگه نه. هنوز هم تو کارهام ضمیره خود آگاهام و نا آگاهم و بقیه برو بچه ها دخالت میکنن نمیدونم کی میخوان دست از این کاراشون بردارن اخه زشته اونا هم بزرگ شدن باید بفهمن این کارا اشتباهه. دیروز خواب بودم دوباره اینا دعواشون شد من رو از خواب بلند کردن :) همین..... هی میخوام در مورد پینک فلوید بنویسم اصلا حال ندارم جاش میشینم هی اکوز گوش میدم و همین طور دوباره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 20:36 توسط HooMaN |
|
|
پسره آب دماغشو کشید بالا و دوباره به باباش گفت من زن میخوام ...
...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:8 توسط HooMaN |
|
|
....
میخوام زن بگیرم ... بالاخره این همه بچه به یه مادر احتیاج دارن یا نه !!
؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم شهریور 1387ساعت 21:36 توسط HooMaN |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زمان حکومت منطق درونم به سر رسید و قرار شد که رهبری جدید بر گزینند... زمانی جدید برای حکومت آزاد....
مطالب وبلاگ دو قسمت شده اوایل از پینک فلوید بود الان از من و ضمیر هایم.... . ---------------------------------------------------------------------------- پینک فلوید آره این همونه که مورد نظر من هست همون چیز درست. زمان از یادت میره حتی نمیتونی تصورش رو کنی اره پینک فلوید یعنی نور و صدا (مطالب خوب هم پیدا میشه فقط کافیه به پست های دیگه هم سر بزنید) |
| قسمت های وبلاگ |
|
اگه چیزی که این تو هست رو بفهمی خیلی به من نزدیک می شی درباره من |
| آرشیو موضوعی |
|
محبوب ترین اهنگ شما |
| کسانی که دوستشون دارم |
|
مریم دریایی من و او حرف دل حرف های روپوش سرمه ای "فلسفه از نگاهی ساده" اشک شیطان راک & بلوز :) فیلم و سینما عشق تاریک دوستی" اتحاد دو روح بر ضد دنیا" برنده و بازنده |
|
RSS
|
| Emp |