![]() |
![]() |
|
| من و ضمیرهایم |
|
......................
............ ...................................... او به بلند ترین قسمت جزیره رفت سرنوشت را دیده بود به اندک زمان باقیمانده فکر کرد و بعد از آن به مرگ و فکر کرد که بعد از مرگ چیست و سعی نکرد به بعد های های آن فکر کند او به آن چشمهای گرم فکر کرد و بعد گریه کرد.وخود را تنها دید در زمان در مکان او به انتهای تقدیر خود نزدیک شده بود به برگ نوشت هایی که در دست داشت نگاه کرد به چیزهایی فکر کرد؛که دیگران نکرده بودند به چیز هایی اندیشید که دیگران نیندیشیده بودند او در خواب همه چیز را دیده بود و در نهایت سرنوشت را ورق زد..... . پی نوشت ۱ : گذشته درسته کم رنگ میشه اما لعنتی همیشه جزئی از آدمه.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 0:32 توسط HooMaN |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زمان حکومت منطق درونم به سر رسید و قرار شد که رهبری جدید بر گزینند... زمانی جدید برای حکومت آزاد....
مطالب وبلاگ دو قسمت شده اوایل از پینک فلوید بود الان از من و ضمیر هایم.... . ---------------------------------------------------------------------------- پینک فلوید آره این همونه که مورد نظر من هست همون چیز درست. زمان از یادت میره حتی نمیتونی تصورش رو کنی اره پینک فلوید یعنی نور و صدا (مطالب خوب هم پیدا میشه فقط کافیه به پست های دیگه هم سر بزنید) |
| قسمت های وبلاگ |
|
اگه چیزی که این تو هست رو بفهمی خیلی به من نزدیک می شی درباره من |
| آرشیو موضوعی |
|
محبوب ترین اهنگ شما |
| کسانی که دوستشون دارم |
|
مریم دریایی من و او حرف دل حرف های روپوش سرمه ای "فلسفه از نگاهی ساده" اشک شیطان راک & بلوز :) فیلم و سینما عشق تاریک دوستی" اتحاد دو روح بر ضد دنیا" برنده و بازنده |
|
RSS
|
| Emp |